دانلود رمان کابوس روياهام
دانلود رمان کابوس روياهام
خلاصه:
شدی کــابوس رویـاهام
تموم زندگیـم دود شد
یـه احساسـی تو قلبـم بود
که اونم نیست و نابـود شد
دانلود رمان کابوس روياهام داستان زندگی ی بـه اسم یسنا ست کـه در کودکی مادرش رو از دست داده و با
پدرش کـه مردی قمار باز و متعاده زندگی مـیکنـه.پدر یسنا تو یک بازی شکست مـیخوره و طلبکارش کـه مردی
اخمو و عصبی ست یسنا رو بـه عنوان یک خدمت کار بـه خونـه اش مـیاره. کانال شب خیز اما درون اصل یسنا رو به منظور پسرش که
فردی هوس باز بوده بـه خون خونـه مـیاره و……
قسمتی از داستان:
بابا نیم خیز شد و کفش های مرد رو تو دستش گرفت و گفت: کانال شب خیز آخه نا مسلمون از کجا بیـارم؟
لگدی بـه بابا زد کـه بابا پرت شد روی زمـین و مرد ادامـه داد: پولو مـیدی یـا نـه….
بابا خون بینیشو پاک کرد و گفت: یک نگاه بـه خونـه ام بنداز اگه چیز بدرد بخوری دیدی بردار و ببر….
مرد نگاهش رو دور که تا دور خونـه ی سی متریمون انداخت. کانال شب خیز فقط یک حال بیست متری و یک آشپزخونـه ی ده
متری تو این خونـه بود. حتی همـین خونـه هم مال خودمون نبود و مستجر بودیم. نگاه مرد بـه دو دست رختخواب
گوشـه ی خونـه و بعد آشپزخونـه و لوازمش کـه شامل دو دست بشقاب و چند که تا قاشق و دو که تا قابلمـه بود خورد.
پوزخندی زد و نگاهش رو از اونـها گرفت و همون جور کـه خونـه رو رصد مـیکرد،نگاهش روی من و کتاب و دفتر هام
که روی زمـین پهن بود افتاد. با دیدن من چشم هاشو ریز کرد و با سوء زن نگاهم کرد. سرم رو پایین انداختم.
داشتم زیر نگاهش آب مـیشدم.سنگینی نگاهش رو که تا چند دقیقه ای حس مـیکردم.آروم سر بلند کردم کـه دیدم
داره با پوزخند
کانال یک رمان فراموش نشـه رمان های خوبی داخل کانال هست
https://telegram.me/yek_roman
لینک های دانلود بـه زودی قرار خواهد گرفت
، کانال شب خیز[دانلود رمان کابوس روياهام | یک رمان کانال شب خیز]
نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Sat, 21 Jul 2018 07:46:00 +0000